من بر میگردم
اگه نظر ندی عکس بی عکس
|
منتظر عکسهای خفن .. خفن .. باشید
من بر میگردم اگه نظر ندی عکس بی عکس + نوشته شده توسط حامد در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت
19:15 |
سلام دوستان .من امدم
امدم تا دوباره برایتان بنویسم باز حامد پاتوق کولاک می کند منتظر من باشید
+ نوشته شده توسط حامد در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت
18:45 |
دل من فروشی است؟ خریدار هستی؟ حاضری بخری؟چانه نزنی؟
خدا این دل را از اهنروبا ساخت تو ان را به هر صورتی می خواهی در اور . خدا این دل را از اهنروبا ساخت تا فقط یک عشق و معشوق را به سوی خود بخواند. دل من فروشی است اما مفت ان را نمی دهم معامله می کنم نترس در معامله بی انصافی نخواهم کرد. ایا هنوز صاحب دل خودت هستی؟ اگر هستی دلت را به من بده و این دل را بگیر و اقای من باش. اما اول بگو دلت را جای دیگری نداده ای ؟ من نسیه معامله نمی کنم اگر دلت جای دیگری است بگو اعتراض نمی کنم. فقط می دانم که در این صورت دل من دیگر هرگز به بازار فروش نخواهد امد. دوباره به درون سینه خواهد لغزید و انقدر در انجا خواهد ماند که خداوند همراه روح و جسم من بسوی خویش خواند. دل مارو افریده اند که یکبار دوست داشته باشد و یکبار هم بمیرد. + نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت
15:25 |
+ نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت
11:33 |
+ نوشته شده توسط حامد در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت
17:52 |
+ نوشته شده توسط حامد در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت
17:51 |
+ نوشته شده توسط حامد در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت
17:51 |
+ نوشته شده توسط حامد در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت
17:50 |
+ نوشته شده توسط حامد در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت
17:50 |
+ نوشته شده توسط حامد در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت
17:49 |
سلام
از کلیپ های که برای شما گذاشتم دیدن کنید امیدوارم که خوشتون بیاد خوشحال میشم اگه نظر بدی + نوشته شده توسط حامد در یکشنبه یکم مرداد 1385 و ساعت
12:7 |
رامین بچه لاهیجان یکی از دوستان خوب حامد پاتووووووووق
+ نوشته شده توسط حامد در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت
20:7 |
دارم فقط نظر یادت نره
+ نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت
15:19 |
اگر می خواهی عاشق شوی؟ از جنس شیشه مباش : گرچه محکم وجامد در نگاه اول اماظریف وشکننده در اصل. از جنس اب مباش: گرچه زلال اما هر جاروان ودر گرمای عشق بخارشدنی واز بین رفتنی. از جنس سنگ مباش: گرچه در ظاهر محکم وپایدار اما در گرما وسرمای زندگی کم کم پوسیده . ازجنس پلاستیک مباش: با هر حرارتی اب شدنی واز اصل افتادنی ناپایدار و بی ارزش برای زندگی. از جنس چوب مباش: گرچه با ظاهری محکم وخوب اما با درونی نفوذ پذیربا موریانه هوسها تهی تر. ازجنس اهن وفولادباش: درگرمای عشق ذوب شووشکلی حقیقی بگیروباضدزنگ ایمان یک عمرحتی ازخوردگی هم مصون بمان ودر پای عشق یک عمر پایدار وسخت باش وبدان که جاودانه خواهی شد. + نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 و ساعت
1:40 |
از عشق فقط نشانه
+ نوشته شده توسط حامد در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت
20:52 |
برای دیدن عکسهای باحال روی ادامه مطلب کلیک کنید درقسمت نظرات بگین هر عکسی رو بخواین میزارم
ادامه مطلب + نوشته شده توسط حامد در یکشنبه یازدهم تیر 1385 و ساعت
21:26 |
كاش مي شد اشك را تهديد كرد كاش مي شد لبخند را تمديد كرد كاش مي شد در غروب لحظه ها لحظه اي ديدن را تمديد كرد
سخني از پيامبر اكرم ( ع) از علما سوال كنيد- با حاكمان هم سخن شويد- با فقرا هم نشين شويد
سخني از امام علي (ع) ازدوستي با كسي كه انديشه اي مست وعملي زشت دارد دوري كن زيرا مقياس سنجش هر كس را دوست او تشكيل مي دهد
سخني از امام صادق (ع) سه چيز است كه مردم به ان نيازمندند؟ امنيت - عدالت- رفاه
خداوندا: به من ارمش بده : تا بپذيرم انچه را نمي توانم تغييردهم مرا دليري بده : تا تغيير دهم انچه را مي توانم تغيير دهم بينش بده : تا تفاوت اين دو را بيابم + نوشته شده توسط حامد در یکشنبه یازدهم تیر 1385 و ساعت
15:35 |
زن گله ماتمه دل سرايه غمه خونه هيچ مردي بي زن نمونه + نوشته شده توسط حامد در یکشنبه یازدهم تیر 1385 و ساعت
15:8 |
یه ترکه ویه عربه داشتن با هم دعوا میکردن و به هم فحش میدادند ترکه شروع میکنه به خندیدن میگن چرا میخندی میگه اخه من دارم بهش فحش میدم اون داره برام قران میخونه
رو دروازه ورودی قزوین نوشته خوش امدید موقع خارج شدن نوشته خوشتون اومد براي ديدن بقيه جوكها روي ادامه مطلب كليك كنيد ادامه مطلب + نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه هشتم تیر 1385 و ساعت
15:33 |
گاهي وقت تا با يك رويا ميشه از حادثه رد شد
ميشه مثل يك غريبه اشناي خوب وبد شد اگه بي راهه نباشه جاده هم معني نداره مگه ميشه يك مسافر پا تو بي راهه نزاره سهم ما هم ارزوها جستجوي لحظه ها بود بخون قصه سكوت و سايه بونه سادگي كن نظر نظر نظر نظر نظر نظر + نوشته شده توسط حامد در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت
17:48 |
گلچيني از شعرهاي مريم حيدر زاده
من كسي با قد رعنا نميخوام چشاي درشت و گيرا نميخوام دوست دارم قايق سواري رو ولي جزء تواز هيچكسي دريا نميخوام من تو رو ميخوام اونا رونميخوام نفسم تويي هوا رو نميخوام پايان اگه عشق من تو نيستي چرا اين قدر سر پام چرا هرجاكه ميري من به دنبالت ميام اگه عشق من تو نيستي چرا پرپر نميشم چرا هرچي ميكنم دوري تو از بر نميشم اگه عشق من تو نيستي چرا قلبم ميزنه چرا وقتي نباشي قلب ترانه ميشكنه پايان ميخوام يك كاري بكنم شايد بگي دوسم داري ميخوام يك حرفي بزنم كه ديگه تنهام نزاري ميخوام برات از اسمون ياسهاي خوشبو بچينم ميخوام شبا عكس تورو تو خواب گلها ببينم ميخوام كه جادوت بكنم هميشه پيشم بموني از تو كتاب زندگيم يك حرف رنگي بخونيم امشب ميخوام براي تو يك فاله حافظ بگيرم اگر كه خوب در نيومد به احترامت بميرم امشب ميخوام تا خود صبح فقط برات دعا كنم براي خوشبخت شدنت خدا خداخدا كنم پايان نامردي اگه نظرندي + نوشته شده توسط حامد در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت
17:34 |
اگه تورو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش اگه توي اونكه فقط دلم ميخواد منو ببخش منو ببخش اگه شبا ستارهها رو ميشمرم منو ببخش اگه بهت خيلي ميگم دوستت دارم منو ببخش اگه برات سبدسبدگل مي چينم منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب مي بينم اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش اگه توي اون كه فقط دلم ميخواد منوببخش
مريم حيدرزاده نظريادتون نره + نوشته شده توسط حامد در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت
17:6 |
+ نوشته شده توسط حامد در یکشنبه چهارم تیر 1385 و ساعت
16:39 |
|
www.agna.blogfa.com
www.agna.blogfa.com
|